۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

گزارش نشست تخصصی «بررسی زیست فرودستان شهری از منظر مستند اجتماعی و اقتصاد سیاسی»

انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر استانی اصفهان)، گروه علوم اجتماعی و انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت­ماه 1397 میزبان دکتر حسین راغفر (اقتصاددان و عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهرا) و آقای علیرضا ارواحی (پژوهشگر فیلم مستند) بود. این نشست با عنوان «بررسی زیست فرودستان شهری از منظر مستند اجتماعی و اقتصاد سیاسی» از ساعت 9:30 الی 14:30 در تالار دکتر مهر علیزاده‌ی دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان برگزارشده و محتوای جلسه در چهار بخش به سمع و نظر حاضران رسید. در بخش اول شرکت­کنندگان و سخنرانان به تماشای مستند 021 ساخته­ی محمد شیروانی نشستند.

در بخش دوم، دکتر حسین راغفر به ارائه­ی قسمت اول سخنرانی خود با موضوع «تأملی از منظر اقتصاد سیاسی به موقعیت فرودستان شهری» پرداختند. ایشان ضمن تشکر از انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر استانی اصفهان)، شمای کلی سخنان آتی خود را ترسیم کرده و بیان داشتند که سخنانش با بررسی علل شکل‌گیری فقر آغاز و با تشریح پیامدها و چشم‌انداز فقر در جامعه، ادامه پیدا خواهد کرد. وی با اشاره به ریشه‌های تاریخی مشکلاتِ امروز اقتصادی، به تشریح این موضوع پرداخت که ساختار اقتصاد در ایران در طی زمان به­طور مداوم خود را بازتولید کرده است. وی در توضیح علل فقر، اصلی­ترین علت را “نظام تصمیم‌گیری­های اساسی” دانست. در ادامه دکتر راغفر با اشاره به «مشاورین هاروارد» و با استفاده از کتاب «تأمین مالی صنعتی در ایران» اثر ریچارد بِنِدیک (تألیف 1343) به تشریح قسمت­هایی از مشکل اساسی اقتصاد امروز پرداخت. وی افزود بخش‌هایی از کتاب بندیک گویی در شرایط امروزی نوشته‌شده است: پُرسودتر بودن فعالیت­های غیر مولّد در مقایسه با فعالیت صنعتی و تولیدی موجب شده است تا چنین فعالیت­هایی به­صورت تاریخی در جامعه­ی ایران به‌عنوان یکی از پردرآمدترین و امن­ترین سرمایه‌گذاری­ها محسوب شوند. نظام تصمیم­گیری که مسئولیت اداره‌ی اقتصاد را بر عهده دارد با وضع قوانین مختلف در جهت منافع خود عمل می­کند و به همین دلیل افزایش و کاهش قیمت و سود به‌راحتی ممکن می­شود. در چنین شرایطی تورم به‌عنوان یک پیامد مطرح‌شده و فعالیت مولد نیز هزینه­بر و غیراقتصادی می­شود.

دکتر راغفر در ادامه­ی می­افزاید در اقتصاد معاصر ایران، مدل­های توسعه از سال 1368 مطرح‌شده و همچنین جهش­های تورمی از سال 1377 به چشم می‌خورند. سیاست اقتصادی دولت قبل از 1368 با بهره‌گیری از تجربه­ی مشابه جنگی در سال 1320، مبتنی بر تأمین حداقل نیازها برای آحاد جامعه بود؛ اما نگاه اقتصادی در دوره­ی بعد از جنگ، مسئول مشکلات اقتصادی امروز است. او اضافه کرد که اولین قسم از تسهیلاتی که در این دوره حذف شد، یارانه­ی مسکن بود؛ افراد جامعه در جستجوی سود بیشتر، پول را در نظام رباخوار بانکی قرار می‌دادند. تا جایی که در بازه­ی زمانی 1392-1372 میزان خدمات بانکی نسبت به فعالیت صنعتی سه و نیم برابر رشد کرد. حال آن­که صنعت، ایجادکننده­ی شغل و ارزش‌افزوده است. همچنین در بازه­ی زمانی 1392- 1372 قیمت زمین 107 برابر، مسکن 76 برابر و اجاره­بها با 61 برابر رشد مواجه می­شود. کل این مجموعه به معنیِ سخت بودن کار مولد و سوددهی بیشتر فعالیت غیر مولد است و در چنین میدانی بازنده و برنده از پیش مشخص خواهد بود. دکتر راغفر با اشاره به این­که بیشترین مقدار مالیات در ایران از بنگاه­ها و کم‌ترین آن­ها از محل املاک و مستغلات (0.3%) دریافت می­شود افزود که ساختار اقتصادی ایران با چنین مختصاتی، نظامی ضد تولید است.

از نظر دکتر حسین راغفر، ساختار اقتصادی در ایران با چهار ابر چالش مواجه است. به باور ایشان اولین این چالش­ها نظام تصمیم‌گیری اساسی است. نظامی که مسئول تعیین قوانین و توزیع درآمدهای حاصل از منابع مهم مانند نفت، تخصیص اعتبارات بانکی است. دومین مورد یعنی جمعیت و اشتغال با چندین چالش مانند اشتغال نیروی نخبه، اشتغال زنان، بازارهای آمار غیررسمی، سالمندی جمعیت، اشتغال غیر مولّد معرفی می‌شود و حتی مواردی از قبیل نرخ باروری پایین و تجرّد نیز نتیجه­ی همین سیاست‌های اقتصادی است. سومین ابر چالش، فناوری و تحقیق است که با عدم هماهنگی نهادهای آموزشی با نیازهای روز بازشناخته می‌شود و در نهایت آخرین ابر چالش اقتصادی در ایران بحران منابع آب، انرژی و محیط‌زیست است.

تقسیم‌بندی سه‌گانه‌ی اقتصاد و بررسی میزان تخصیص سرمایه به هرکدام از این بخش­ها مبحث بعدی دکتر حسین راغفر در تحلیل تصویر اقتصاد ایران بود. از سال 1338 تا سال 1393 کمترین میزان سرمایه­گذاری متعلق به بخش کشاورزی بوده و همین علتی است برای آسیب­هایی چون معیشتی شدن کشاورزی، بی­سوادی کشاورزان و مهاجرت از روستا به شهر؛ این مورد آخر خود مولّد آسیب­های اجتماعی در شهرهاست. مشکلات دیگری نیز در سیاست­گذاری­های بعد از 1368 قابل‌ذکر هستند: شعارهایی نظیر مردمی شدن اقتصاد و خصوصی‌سازی تا به امروز با شکست مواجه شده و به این نام درواقع منابع به سمت عده­ای از منتفعین سوق داده‌شده است. نظام تدبیر مذکور فاقد هرگونه فلسفه‌ی روشن اقتصادی بوده و اقتصادی ناکارآمد را شکل داده است. بدین ترتیب، قسمت اول سخنان دکتر راغفر با برشمردن چند مشکل برخاسته از نظام اقتصادی به پایان رسید.

دکتر حسین راغفر در قسمت سوم از سخنان خود، ابتدا علل فقر را بررسی کرده و در ادامه به واکاوی بیشتر آن پرداخت. وی فقر را محصول نابرابری در دسترسی به قدرت، نابرابری در دسترسی به درآمد و نابرابری در توزیع منزلت دانست. اشکال مختلف فقر با ترکیبات مختلف این سه‌شاخه از نابرابری رقم می­خورد. دکتر راغفر در این قسمت از سخنانش شرح می­دهد که چرخش ارزش‌ها در سال­های بعد از جنگ باعث شده تا افراد تلاش کنند خود را عضو طبقه­ای نشان دهند که در واقعیت از آن پایین­تر هستند. نظام اجتماعیِ حامی طبقات محروم به‌صورت واقعی وجود ندارد درحالی‌که نظام اقتصادی به نفع سرمایه‌داران عمل کرده و دیگر اعضای جامعه را تحقیر می­کند و این انسان تحقیرشده عنصری خطرناک در جامعه است؛ چنین عنصری مفهوم خطر کردن را نیز به‌درستی درک نمی‌کند اما بدان دست می­زند.

دکتر راغفر در قسمت پایانی سخنان خود به ارائه­ی راه‌حل‌هایی برای برون­رفت از شرایط فعلی پرداخت. به‌زعم وی، لازمه­ی بهبود شرایط تشریح شده، ترمیم سرمایه­ی اجتماعی حاکمیت است. این بازسازی می­تواند با انجام یک عفو عمومی و البته ایجاد کردن فضای گفتگو انجام گیرد. همان­گونه که مرحوم دکتر بهشتی با ایجاد کردن چنین فضایی موجب شد تا مردمِ درد دیده حس دیده شدن داشته باشند. کاهش نابرابری مرحله­ی بعدی برون­رفت از بحران را شکل می­دهد. وهله­ی بعدی مبارزه با فسادی است که نظام تصمیم­گیری اساسی را در برگرفته و به سدی در برابر شفاف­سازی مبدل شده است. دکتر راغفر با تأکید بر لزوم بازسازی سرمایه­ی اجتماعی به سخنان خود پایان داد.

در بخش چهارم و پایانی نشست تخصصی زیست فرودستان شهری، آقای علیرضا ارواحی، پژوهشگر حوزه­ی فیلم مستند، به ارائه­ی توضیحات خود با محوریت مستند 021 ساخته­ی محمد شیروانی پرداختند. به عقیده­ی او امروزه لزوماً هویت­های حاشیه­ای در شهرها با موقعیت اقتصادی تعریف نمی­شوند. بلکه می­توان هنرمندان را نیز تحت نام کارگران فرهنگی به هویت­های حاشیه­ای افزود. علیرضا ارواحی در ادامه­ی سخنانش به بررسی کلیدواژه­ی هویت پرداخت. وی بیان داشت که اگرچه هویت کششی به سمت تشابه و همسان بودن دارد اما به همان اندازه نیز بر تفاوت و تمایز مترتب است. شباهت­های درون­گروهی از جهاتی موجب تفاوت‌های بیرونی هستند. هنرمند به­واسطه­ی قرارگیری در گروه هنرمندان از گروه جامعه جدا می­شود. همین الگو را می­توان درون دنیای هنر نیز به کاربرد: گروهی از هنرمندان که به­واسطه­ی تفاوت­هایشان از متن اصلی هنر جدا هستند. درواقع سِیر اصلی هنر در ایران عناصری را که از هنرمندان حاشیه­ای به او می­رسند، به‌عنوان نانشانه معنا کرده و با توسل به دوگانه­ی درست-نادرست اقدام به نادرست دانستن آن عنصر و پَس زدن آن می­کند و او معتقد است که فضای هنری-فرهنگی در ایران عمدتاً از چنین الگویی پیروی می­کند.

آقای ارواحی پس‌ازاین به معرفی مستندهایی چون با خاک تا خاک (اثر منوچهر مشیری) و شرح‌حال (از خسرو سینایی) پرداخته و بر مفهوم‌پردازی خود در غیراقتصادی دانستن هویت­های حاشیه­ای تأکید کرد. او همچنین ضمن بحث از مفهوم فیلم کالت با نمایش ویدئو آرت ققنوس (از محمد شیروانی) به ارائه­ی توضیحاتی بر اساس الگوی “هنرِ متن- هنرِ حاشیه” پرداخت. ایشان افزود شیروانی فرد فرا هنجاری است که فهم او فقط با تماشای مستند 021 امکان­پذیر نبوده بلکه آشنایی با شخصیت محمد شیروانی باید موردتوجه قرار داده شود. در پایان علیرضا ارواحی به بررسی چندی از نشانه­های موجود در مستند 021 پرداخت و بار دیگر بر کارآمد بودنِ راه­حل­هایی چون ایجاد امکان گفتگو و روبرو شدن هویت­های حاشیه­ای در فضاهای هنری تأکید کرد. در پایان، جلسه با تقدیر و تشکر از میهمانان به پایان رسید.

تهیه و تنظیم  :حسین کاشف

کلمات کلیدی:

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>