۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

گزارش نشست «پیامدهای روانی و اجتماعی حوادث طبیعی»

 

نشست «پیامدهای روانی و اجتماعی حوادث طبیعی»  برگزار شد.

 

نشست دوم از سلسله نشست های آسیب های اجتماعی شهر تهران با موضوع «پیامدهای روانی و اجتماعی حوادث طبیعی» با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران، روز یکشنبه  8 اردیبهشت در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار گردید.

در این نشست ابتدا هادی خانیکی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ضمن ابراز خوشامدگویی به سخنرانان و مشارکت کنندگان نشست، هدف اصلی تشکیل این مجموعه نشست ها را ارتباط موثر میان انجمن های علمی و نهادهای اجرایی دانست که از ظرفیت آن برای ارائه گزارشی مطلوب به «هئیت ویژه گزارش ملی سیلابها»، که به تازگی تشکیل شده است، می توان بهره برد. سرزمین ایران همواره آسیب پذیری ها و تاب آوری های مختلفی را پشت سر گذاشته است. در سیل اخیر که بیش از 25 استان درگیر آن بودند، عوامل انسانی و زمینه های انسان ساخت در شدت و ضعف سیلابها نقش داشتند. امروز باید ببینیم چگونه می توانیم رویکردهای آلترناتیوی که در گذشته وجود داشته را به خدمت بگیریم. حادثه سیل اخیر بررسی مسایلی مانند نقش اجتماعی و انواع یاری گری ها، حضور سازمان های مردم نهاد، حضور شخصیت های ذی نفوذ محلی و چگونگی کمک و امداد و مهمتر از آن تاکید بر ضرورت شنیدن به جای گفتن را برجسته نمود. همچنین با مطالعه تاب آوری در شهر می توان گفت چه بخش هایی از جامعه در این سیل حساس شده و توانسته کمک کند. مسئله سیل از مباحثی بود که افکار عمومی را به خودش جلب کرد، دیده و شنیده شد.

در ادامه نشست محمدرضا جوادی یگانه، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران، به پیامدهای اجتماعی حوادث طبیعی در سطح کلان اشاره کردند. به زعم ایشان نقطه عطف جامعه ایرانی دی ماه 1396 است که ما شاهد سردرگمی، عصبی شدن و نگران شدن مردم تحت تاثیر 3 فاجعه اصلی هستیم: زلزله کرمانشاه، زلزله تهران و آلودگی هوا. مجموع اینها به همراه دیگر نشانه ها منجر به اعتراض های ناگهانی شد. از اینجا می توان ایده «فقدان دولت سیاستگزار» را مطرح کرد که نشان می دهد دولت به اندازه ای که باید کمک نکرده و نتیجه آن بدتر شدن نگاه مردم به دولت و حرکت جامعه به سمت ناامیدی و در نهایت احساس بی پناهی و درماندگی کردن است. در حادثه سیل اخیر شاهد به سر عقل آمدن دوطرفه هستیم: هم از بی اعتمادی مطلقی که به دستگاه دولتی وجود داشته کم شده است و این نشان می دهد که دولت خودش را بازسازی کرده و هم از اعتماد افسار گسیخته به افراد برای امداد و کمک رسانی کاسته شده است. یک نگاه و فرصت دوم دیگری نیز ایجاد شده است و آن شکل گیری موکب ها است. در موکب ها می توانیم ترکیب فتوت ایرانی و مروت عربی را مشاهده کنیم، ترکیب متفاوتی که تاکنون وجود نداشته است. فضایی که امکان زیست موقت می دهد؛ فرصت خیلی خوبی است که غیر از نهادهای موجود (خیریه ها و سمن ها)، سازمانهای سیال تر و با پیوندی سست تر و غیررسمی تر شکل می گیرد و به این ترتیب فضای کمک سریع در جامعه ایران ایجاد می شود.

حسن نمکدوست، روزنامه نگار و مدیر مرکز آموزش و پژوهش همشهری، اشاره می کند که ابعاد حادثه سیل را ما از این به بعد مشاهده می کنیم و فعلا با قله کوه یخ مواجه هستیم. هر بار که زلزله می آید، زلزله مسایل هم به دنبال دارد، سیل می آید به همراهش سیل مسائل نیز رخ می دهد. سیل و زلزله حادثه ای است که بررسی ابعاد آن اهمیت بسیاری دارد، چرا که تعداد بسیاری از مردم سال ها با پیامدهای منفی این واقعه دست به گریبان هستند. نداشتن سرپناه و کمبود امکانات حداقلی برای مردم در فصل تابستان مشکلات مردم بحران زده را به شدت افزایش می دهد. کمک های نقدی مردم به هلال احمر در سیل های اخیر نسبت به زلزله کرمانشاه دوبرابر شده است، از این رو می توان گفت که مردم به دولت بیشتر از افراد و سلبریتی ها اعتماد کرده اند. کشور ایران سرزمینی بحران خیز است اما هنوز جامعه آماده مواجهه با بلایای طبیعی نیست. یکی از بحران های دست ساز و انسان ساز در حوادث طبیعی، «بحران نظام رسانه ای» کشور است که نه در سطح کلان و نه در سطح خرد، مهیای مواجه شدن با وضعیت بحرانی نیست؛ واقعیت این است که جریان اصلی رسانه ای در اختیار دولت و حکومت است، از این رو در شرایط بحران به جای روایت واقعی حادثه، روایت مورد نظر حکومت را به تصویر می کشند. به رغم آنکه رسانه ها بلندگوی نهادهای مختلف حکومتی هستند اما در سال های اخیر دولت رسانه های خود را به مشروعیت نمی شناسد. مصاحبه نکردن برخی مسئولان رده بالای کشور در رسانه ها یکی از مصادیق آن است. البته رسانه‌ها در وقوع سیل اخیر کشور، به مراتب بهتر از شرایط بحرانی سال‌های گذشته عمل کردند، برخی روزنامه نگاران با احساس مسئولیت، داوطلبانه در تعطیلات به مناطق سیل زده رفتند و واقعیت آن مناطق را نشان دادند و با این کار توانستند جهش و موج مثبتی را در رسانه ها ایجاد کنند. با دلسوزی برخی روزنامه‌نگاران شایعه، اخبار نادرست و اغتشاش در شرایط بحرانی به حداقل رسید.

هادی خانیکی در ادامه این صحبت به مسئله مطالعات «تاب آوری» در شهرها اشاره کردند که یک عامل مهم آن، بی حسی نسبت به خطرات در شهرها و نظاره گری در فضای مجازی است. شهروندان در جوامع شهری، خطر را خیلی باور ندارند و آن را جدی نمی گیرند چون معمولا خطرات پیامدهای کمتری برای آنها دارد. لازم است حساس شدن نسبت به مخاطرات و در معرض خطر قرار گرفتن در مطالعات لحاظ شود. حسن نمکدوست در ادامه اضافه کردند اینکه ما اقدامی نمی کنیم می تواند به دلیل ندانستن باشد، اما در موضوع بلایای طبیعی در ایران ما با این روال موجه نیستیم. مسئله دانستن نیست، مسئله این است که چرا دانستن تبدیل به یک اقدام نمی شود؟ چرا از «سپهر لایک» به «سپهر اقدام» پیش نمی رویم؟

الهه حجازی، رئیس دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران، در آخرین سخنرانی این نشست، پیامدهای روانی حوادث طبیعی را مطرح کرد. از نظر او تجربه و پیامدهای روان شناختی افراد پس از وقوع بلایای طبیعی فارغ از منطقه جغرافیایی و فرهنگ در تمام جهان یکسان است. استرس بحران به گونه ای است که اولین واکنش همه افراد ترس است اما پس از رویارویی با مشکلات ناشی از وقوع بحران احساس ناامنی و متعاقب آن احساس درماندگی در آنها ایجاد می شود. «اختلال پس از ضربه» افراد را دچار اضطراب شدید، افسردگی شدید، ضعف حادثه، پرخاشگری و خشم می کند. شدت و سرعت افسردگی در حوادث این چنینی بسیار زیاد است چون کارهای زندگی مختل می شود، همه چیزهای یک زندگی طبیعی از دست می رود و مجموعه از دست دادن ها سرعت افسردگی را زیاد می کند. تجربه های سیل جهانی نشان می دهد که افراد وقتی خانه هایشان را ترک می کنند استرس و افسردگی شان دو برابر می شود. همچنین اختلال های پس از ضربه، تحت تاثیر عامل جنسیت و سن نیز است؛ زنان بیشتر از مردان و کودکان و نوجوانان بیشتر از بزرگسالان آسیب می بینند. سردردهای شدید، کم خوابی و بیماری های معده از جمله علایم بیماری های روان تنی است که افراد حادثه دیده به آن دچار می شوند. با توجه به شرایط گفته شده بهترین کار پیشنهادی در ابتدا ایجاد شبکه حمایتی از این افراد است حتی شبکه های حمایتی که از طریق فضای مجازی ایجاد می شوند یاری گر خوبی برای کمک به آسیب دیده گان هستند. گوش کردن بدون قضاوت کردن و همدلی کردن با آسیب دیده گان بسیار اهمیت دارد. در مرحله بعد مداخله صورت می گیرد؛ مداخلات روانشناسی پس از برآورده شدن نیازهای اولیه سیل زدگان موثر است، افراد گرسنه و بدون سرپناه توانایی گوش دادن به توصیه های روان شناسی را ندارند. در بحث امدادرسانی لازم است مسائل فرهنگی در نظر گرفته شود و بیشتر از هر چیز بر روی جنبه های مثبت خود فرد تاکید شود. نکته دیگر اینکه اگر مسئولان در شرایط بحران به وعده های خود عمل نکنند، در آینده کاهش اعتماد عمومی، میزان افسردگی در میان حادثه دیدگان را افزایش می دهد، به گونه ای که شاید با اپیدمی افسردگی مواجه شویم.

تهیه و تنظیم: اعظم ده صوفیانی

 

کلمات کلیدی:

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>