آخرین اخبار

۲۱ تیر ۱۳۹۶

مرور کارنامه دنیس مک کوئیل در حوزه مطالعات ارتباطی

سعید ارکان‌زاده یزدی

Screen Shot ۱۳۹۶-۰۴-۲۲ at ۲.۰۵.۲۵    دانشگاه آمستردام خانه مک کوئيل به حساب مي آمد و بيانيه اين دانشگاه نيز در رثاي استاد ممتاز تازه درگذشته حاکي از احترام دانشگاهيان به او بود: «دنيس يک انسان فوق العاده، بابصيرت و فروتن بود. او دانشي جامع از حوزه کاري خود داشت و يک تحليلگر تيزبين بود. او در تدريس ديدي باز داشت و افراد را به تفکر خلاق و نظام مند ترغيب مي کرد. اقتدار و الهام بخشي علمي دنيس، زمينه را براي رشد و توفيق علم ارتباطات و دانشکده تحقيقات ارتباطات دانشگاه آمستردام فراهم کرده بود. ما يک محقق طراز اول، يک معلم الهام بخش و يک همکار عزيز را از دست داديم».
با درگذشت مک کوئيل، انجمن بين المللي تحقيق در ارتباطات و رسانه ها نيز بيانيه اي صادر و از اين اتفاق ابزار تاسف کرد. جنت واسکو، رئيس اين انجمن، در بيانيه خود به اعضاي انجمن اطلاع داد که بنا به اعلام خانواده مک کوئيل، او در ٢٥ ژوئن در آرامش فوت کرده و تا روزهاي آخر، ذهنش با دقت کار مي کرده و پيش نويس هايش در پوشه هايي جداگانه و مرتب جاي گرفته است.
رئيس انجمن بين المللي تحقيق در ارتباطات و رسانه ها در اين بيانيه مک کوئيل را نويسنده آثار پر شماري دانسته بود که «درها را براي بسياري از ما باز کرد و تدوين کننده بس بي همتاي دستاوردها و دانش رو به فزوني پژوهش رسانه و ارتباطات بود». واسکو در انتها نيز گفته بود که مک کوئيل دوست و مراد بسياري از اعضاي انجمن بين المللي تحقيقات رسانه و ارتباطات بود و در مدت عمرش به زمينه تحقيقاتي رسانه و ارتباطات کمک شاياني کرد و هيچ گاه فراموش نخواهد شد.
با درگذشت مک کوئيل، دانشکده رسانه ها و ارتباطات دانشگاه ليدز هم بيانيه اي صادر کرد و تاکيد کرد که «همکاري تئوريک پرفسور مک کوئيل به طور بنيادين به توسعه تحقيقات در رسانه ها و ارتباطات شکل داد و حوزه هاي مخاطب شناسي، سياست گذاري رسانه اي، تاثيرات جامعه شناختي رسانه ها و ارتباطات سياسي را پوشش مي داد. او حامي قدرتمند حوزه اي تحقيقاتي بود که انضباط فکري، چندرشته اي بودن و مرتبط بودن با دوران معاصر، از خصيصه هاي آن به شمار مي رفت. مک کوئيل در کارهاي خود همه اين مسائل را در نظر داشت».

ورود کمابيش اتفاقي به ارتباطات
دنيس مک کوئيل، متولد سال ١٩٣٥ در لندن، استاد ممتاز مرکز تحقيقات ارتباطات در دانشگاه آمستردام و استاد ميهمان دانشکده علوم سياسي در دانشگاه ساوتمپتون بود. او در سال ١٩٥٨ از دانشگاه آکسفورد در رشته تاريخ مدرن مدرک کارشناسي را گرفت و يک سال بعدتر، از همان دانشگاه مدرک کارشناسي ارشد مديريت عمومي و اجتماعي را کسب کرد. مک کوئيل به عنوان محقق در دانشگاه ليدز مشغول به کار و با جي بلاملر در مرکز تحقيقات تلويزيون همکار شد. سرانجام در سال ١٩٦٧ مدرک دکتراي مطالعات اجتماعي را از دانشگاه ليدز گرفت و عنوان تزش هم «عوامل اثرگذار بر منافع عمومي در نمايش هاي تلويزيوني» بود.
مک کوئيل در سال ١٩٧٧ از دانشگاه ليدز به دانشکده تحقيقات ارتباطات دانشگاه آمستردام رفت و آنجا استخدام شد. او تا پايان عمر کاري خود در اين دانشگاه ماند و حتي در سال ١٩٩٧ که از دانشگاه آمستردام به طور زودهنگام بازنشسته شد، همان جا به عنوان استاد ممتاز کار خود را ادامه داد. دانشگاه آمستردام از سال ٢٠٠٦، جايزه اي را به نام «جايزه مک کوئيل» ابداع کرد که به محققاني اعطا مي شد که هر سال بهترين مقاله را براي پيشرفت تئوري ارتباطات مي نوشتند. مک کوئيل تا سال گذشته جزء هيئت داوران اين جايزه بود.
او در مصاحبه اي که در سال ٢٠١٢ با «سوشيال ساينس اسپيس» انجام داد، بخشي از عمر کاري خود را تشريح کرد. مک کوئيل گفت که ابتدا تاريخ خوانده بوده؛ اما چون اين رشته به نظرش بي ربط و بدون ايده هاي تازه مي آمده، به سراغ جامعه شناسي رفته است. جامعه شناسي را ادامه داده و زماني که تحت تاثير آثار ريچارد هوگارت و ريموند ويليامز و انديشه هاي در حال ظهور جنبش چپ نو قرار گرفته بوده، کمابيش به طور اتفاقي به سمت ارتباطات کشيده شده است. مک کوئيل در مصاحبه اش اين نحوه ورود اتفاقي به حوزه ارتباطات را شرح داده و گفته که فرصت تبديل شدن او به يک محقق ارتباطات به طور مستقيم به ورود تلويزيون هاي تجاري به انگلستان ربط داشته است. در دهه ٦٠ ميلادي، تلويزيون گرانادا يک بورسيه در دانشگاه ليدز بنا کرد و دليل آن، گذشته از نوعي فعاليت روابط عمومي و تبليغاتي براي اين تلويزيون، اين بود که مالک تلويزيون جامعه شناس بود و ماموريتي براي خود در زمينه روشن شدن آثار تلويزيون بر مردم احساس مي کرد. در هر حال، مک کوئيل با اين بورسيه روي تاثيرات سياسي و فرهنگي تلويزيون تمرکز مي کند. در نهايت نيز در رشته جامعه شناسي در دانشگاه ليدز شروع به تدريس مي کند. مک کوئيل تاکيد مي کند طي کردن اين مسير را مرهون مسئول پروژه تحقيقات تلويزيون در دانشگاه ليدز و کارمند بي بي سي، ژوزف ترانامن، بوده و تاثير زيادي نيز از او پذيرفته بوده است.
يک دهه پيش از آنکه مک کوئيل تحقيقات خود را شروع کند؛ يعني در دهه ١٩٥٠ ميلادي، حوزه ارتباطات داراي وسعت کمي بود و محققان به رسانه ها عمدتا به عنوان پديده هايي نگاه مي کردند که مخرب هستند و محقق ارتباطات بايد مسئله هاي فردي و اجتماعي ناشي از تاثيرات رسانه هاي همگاني را حل کند؛ اما ارتباطات هم زمان با عمر کاري مک کوئيل رشد کرد و به قول او، در دهه ٢٠١٠ به «يک خودمختاري فکري مشخص رسيده است که مي تواند ديدگاه خود را درباره اينکه مسائلش چه چيزهايي هستند داشته باشد». مک کوئيل معتقد بود که جامعه شناسي به عنوان يکي از شاخه هاي علوم اجتماعي در دهه ١٩٦٠ به بار نشست، مطالعات ارتباطي را غني تر کرد و ديدگاه انتقادي جديدي را نيز وارد تحقيقات در حوزه ارتباطات کرد.
او که هم دوران اوج مطالعات فرهنگي، هم دوران ظهور رسانه هاي نوين را درک کرده، در مصاحبه اش به اين نکته اشاره مي کند که توسعه جامعه شناسي هميشه داراي آثاري سودمند روي علوم ارتباطات نبوده يا دست کم داراي پيامدهاي متنوعي براي آن بوده است. به عقيده مک کوئيل، ديدگاه انتقادي به رسانه ها در طولاني مدت با تعصب بسيار زياد سياسي شد و خيلي مثمرثمر نبود: «ديدگاه مطالعات فرهنگي ابتدا حوزه ارتباطات را غني کرد، اما سپس، تا حدي با کاهش جنبه هايي از انسجام حوزه ارتباطات، آن را تضعيف کرد. دل مشغولي هاي پس از ظهور فناوري هم ضروري به نظر مي رسد، اما پيامدهاي آن متنوع بوده است: تاکيد بيش از اندازه بر خود فناوري و خود رسانه، باعث دورشدن توجهات از عوامل نهفته اي در فرهنگ و جامعه مي شود که مشخص مي کنند مردم از چه نوع ارتباطاتي دوري يا چطور از آن استفاده کنند».

هنر طبقه بندي
مهم ترين کار مک کوئيل در رشته ارتباطات، طبقه بندي بود. طبقه بندي او از موضوعات مختلف ارتباطات کار کمي نبود و توانست به مباحث ارتباطي تکه تکه و متداخلي که در دهه ٨٠ ميلادي در اين حوزه علمي مطرح شده بود، نظم و وضوح بالايي ببخشد. او در سال ١٩٨٣ مشهورترين کتابش را تحت عنوان «نظريه ارتباط جمعي: يک مقدمه» نوشت و در آن تلاش کرد نظريات مربوط به ارتباطات جمعي را به طور ساده و دسته بندي شده ارائه کند. در همين دوران، رسانه ها و دنياي ارتباطات با شتاب زيادي در حال دگرگوني بودند و مک کوئيل به اين فکر افتاد که کتابش را بازنويسي کند. ويرايش دوم کتاب که از اساس دگرگون شده بود در سال ١٩٨٧ منتشر شد و هم زمان با تحول رسانه ها و ارتباطات، مک کوئيل سعي کرد در ويرايش هاي بعدي نيز تحولات را در نظر بگيرد. از سال ٢٠٠٠ که چهارمين ويرايش کتاب منتشر شد، عنوان اين کتاب جامع و البته مقدماتي براي تحصيل ارتباطات به «نظريه ارتباط جمعي مک کوئيل» تغيير کرد و آخرين ويرايش آن نيز که ششمين ويرايش بود، در سال ٢٠١٠ منتشر شد. همه ويرايش هاي اين کتاب را انتشارات بسيار معتبر «سِيج» روانه بازار کتاب کرده است. مي توان گفت در ربع قرن گذشته، اين کتاب از ويرايش دوم تا آخرين ويرايش، در دنياي دانشگاهي به يکي از مهم ترين کتاب هاي پايه و پيش نياز براي علوم ارتباطات تبديل شده است.
کتاب مک کوئيل نظريه هاي ارتباطات را به طور تاريخي طرح نکرده، اما به سادگي آنها را طبقه بندي و تلاش کرده با فصل بندي کتاب تحت عناويني موضوعي همچون تئوري هاي رسانه اي، ساختارهاي رسانه اي، سازمان هاي رسانه اي، محتوا، مخاطبان و تاثيرات رسانه ها يا ارتباط رسانه ها يا سياست، اقتصاد، جامعه و فناوري، مفاهيم مختلف رشته ارتباطات را تشريح کند.
مک کوئيل آخرين ويرايش کتاب تئوري ارتباط جمعي خود را به مخاطبان رسانه هاي آينده، به ويژه به نوه هايش که نام آنها را يک به يک در ابتداي کتاب آورده، تقديم کرده است. دل مشغولي او به مخاطبان رسانه ها در کتاب مهم ديگر او به نام «تحليل مخاطب» هم به چشم مي خورد. اين کتاب برخلاف کتاب «نظريه ارتباط جمعي» با ويرايش جديدي روبه رو نشد.
مک کوئيل در ايران
مک کوئيل در فضاي دانشگاهي ارتباطات ايران بسيار شناخته شده است. تابه حال، سه کتاب به نام او در داخل منتشر شده است. مهم ترين کتاب مک کوئيل در سال ١٣٨٢ با نام «درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي» به ترجمه پرويز اجلالي در مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه ها منتشر شد. از بد روزگار، اين ترجمه از دومين ويرايش کتاب مک کوئيل در سال ١٩٨٧ و بازچاپ شده در ١٩٨٨ ترجمه شده است؛ اين کتاب در ويرايش اول تغييرات بنيادين کرده و در ويرايش هاي بعدي نيز همين دگرگوني ها ادامه يافته بود. يکي از مهم ترين تفاوت هايي که سه ويرايش اول اين کتاب نسبت به ويرايش هاي بعدي دارد، نظريه هاي هنجاري ارتباط جمعي است.
در سه ويرايش اول کتاب مک کوئيل، يکي از کارهاي مهم او شرح مدل هاي مختلف ارتباط جمعي در جهان تحت عنوان نظريه هاي هنجاري رسانه ها و جامعه بود. او توضيح مي داد که در دنياي معاصر و در کشورهاي مختلف جهان، چه مدل هايي از ارتباط جمعي وجود دارد. زيربناي اين دسته بندي او، کار کلاسيک سه محقق آمريکايي به نام هاي سيبرت، شرام و پترسون در دهه ١٩٥٠ بود که نظام هاي مطبوعاتي در کشورهاي جهان را در سال ١٩٥٦ در کتاب «چهار تئوري مطبوعات» ارائه کردند. آنها گفتند که نظام هاي مطبوعاتي جهان به دو دسته اقتدارگرا و آزادي خواه تقسيم مي شوند که از دل آنها به ترتيب نظام هاي شوروي (کمونيستي) و مسئوليت اجتماعي نيز به وجود آمده است. کتاب سيبرت و همکارانش که در دوران اوج جنگ سرد و با توجه به بلوک بندي همان زمان نوشته شده بود، به طرز شگفت انگيزي چند دهه مطالعات نظام هاي رسانه اي را جهت بخشيد و در نظريات مک کوئيل نيز وارد شد. او مدل هاي هنجاري رسانه ها و جامعه را در سال ١٩٨٣ به شش مدل تقسيم کرد که علاوه بر مدل هاي اقتدارگرا، آزادي خواه، کمونيستي و مسئوليت اجتماعي قبلي، دو مدل رسانه اي توسعه گرا و دموکراتيک مشارکتي را به آنها افزود. در ترجمه فارسي نيز همين مدل ها به عنوان مدل هاي هنجاري آورده شده اند.
ترجمه اين نسخه، پايه بسياري از پژوهش هايي شد که در ايران درباره نظام هاي رسانه اي انجام شدند. مي توان موارد متعددي از مقالات علمي ژورنال هاي فارسي زبان را در دهه هاي ١٣٨٠ و ١٣٩٠ شاهد آورد که مدل هاي هنجاري نظام هاي رسانه اي را مدل هاي شش گانه مک کوئيلِ سال ١٩٨٣ تا ١٩٩٤ در نظر گرفته اند، اما ويرايش هاي بعدي کتاب مک کوئيل، اين مدل ها را کنار گذاشته و چهار مدل هنجاري ديگر را ارائه کرده است. جالب اينجاست که خود او در کتاب سال ٢٠١٠ وقتي به مدل هاي چهارگانه سيبرت و همکاران اشاره مي کند، با لفظ سوم شخص از خود ياد مي کند و مي گويد: «محققاني ازجمله مک کوئيل (١٩٨٣) تلاش کرده بودند مدل هاي چهار تئوري مطبوعات را توسعه بدهند». مدل هاي هنجاري مک کوئيل درباره رسانه ها و جامعه در ويرايش هاي بعدي کتابش به چهار مدل ليبرال – کثرت گرا (مدل بازار)، مدل مسئوليت اجتماعي (مدل منافع عمومي)، مدل حرفه اي و مدل رسانه هاي جايگزين تبديل شدند. دگرگوني در اين مدل سازي نمونه اي است که نشان مي دهد مک کوئيل از سال ١٩٨٣ تا ٢٠١٠ چقدر متحول شده بوده و قالب هاي رسانه اي جديد چه اندازه بر نظريه پردازي هايش تاثير گذاشته بوده است.
دو کتاب ديگر از مک کوئيل در ايران ترجمه شده است که يکي کتاب «مخاطب شناسي» است که با ترجمه مهدي منتظرقائم در انتشارات مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه ها در سال ١٣٨٠ چاپ شده و ديگري کتاب «مدل هاي ارتباط جمعي» با ترجمه گودرز ميلاني است که در سال ١٣٨٨ در انتشارات دفتر پژوهش هاي راديو منتشر شده است. اين کتاب را مک کوئيل با سون ويندال در سال ١٩٨١ نوشته بود. استادان علوم ارتباطات در ايران توجه زيادي به مک کوئيل نشان داده اند و برخي از آنان، ازجمله حسين افخمي شخصا با او در ارتباط بوده اند («غروب ستاره اي از آسمان ارتباطات»، روزنامه ايران، ١١ تير ٩٦، ص. ٢٤).

ارتباطات به کجا مي رود؟
مک کوئيل توانست در سال هاي آخر، رسانه هاي نوين را درک کند. فناوري به شدت رشد کرده بود، تلفن همراه هوشمند انقلابي در حوزه ارتباطات به وجود آورده بود و مک کوئيل نيز بايد با روندهاي آينده رشته ارتباطات همراه مي شد و آنها را ارزيابي مي کرد. او در ويرايش ششم کتاب «نظريه ارتباط جمعي» يک فصل کامل از کتاب را به رسانه هاي نوين اختصاص داد. مک کوئيل در بخشي از مصاحبه کوتاهش با «سوشيال ساينس اسپيس»، به آينده ارتباطات هم اشاره اي داشت. او معتقد بود که در آينده نزديک، محققان ارتباطات در دو حوزه پژوهش در رسانه هاي اروپاي شرقي و رسانه هاي چيني به پيشرفت هاي علمي قابل توجهي دست پيدا خواهند کرد. همچنين پيش بيني کرد که رسانه هاي نوين به تاثير خود بر ارتباطات ادامه خواهند داد و همان قدر که مي توانند خطري براي آزادي در اين حوزه باشند، مي توانند باني آزادي واقعي نيز در سراسر جهان به شمار بيايند.
او در زمينه رسانه هاي نوين، به اهميت يکپارچگي رسانه ها هم اشاره کرد و گفت که جدايي و تکه تکه شدن رشته ارتباطات با مطالعه روي رسانه هاي مختلف، باعث ايجاد شکاف هاي گوناگوني در اين رشته شده و بين نتايج مختلف مطالعات در اين بخش هاي مختلف اين حوزه نيز پلي زده نشده است. اما پيش بيني کرد که اين اتفاق رخ خواهد داد چراکه نمي توان رشته ارتباطات را به دو حوزه رسانه هاي همگاني و رسانه هاي نوين تقسيم کرد و بايد از زاويه نگاهي واحد، روي ارتباطات کار کرد.
نکته ديگري که مک کوئيل در مصاحبه اش درباره آينده رشته ارتباطات مورد تاکيد قرار داد، بحث مسئوليت پذيري رسانه ها و منافع عمومي بود. او معتقد بود که به دليل تغيير رسانه ها و نيز تغيير ارزش ها، هنجارها و اصول آنها، بسياري از هنجارها و اخلاق مرتبط با رسانه ها دچار دگرگوني شده است. از نظر او، در همه اين تغييرات بايد منافع عمومي در توسعه ارتباطات در نظر گرفته شود و اين امر، نيازمند وحدت بين علم ارتباطات و حرفه هاي درون ارتباطات است. رسانه ها بايد مراقب پروپاگاندا و مقاصد سياسي و تجاري تجربه شده دوران رسانه هاي قديمي در شکل هاي جديد رسانه اي، مثلا در قالب شبکه هاي اجتماعي، باشند. از نظر او، دانشمندان ارتباطات مي توانند به روشن ترکردن اين نيات و اغراض در فعاليت هاي حرفه اي رسانه ها و ارتباطات کمک کنند. مک کوئيل همچنين نگران فرصت هاي ارتباطي مردم و کاهش توانايي دسترسي به ارتباطات خوب هم بود و باور داشت که بايد براي نابرابري در ظرفيت هاي ارتباطي در جامعه چاره جويي شود. او به عنوان يک پژوهشگر اين نگراني ها را در آثار خود منعکس کرد و طي بقيه مسير را براي بازماندگان  و آيندگان باقي گذاشت.

Screen Shot ۱۳۹۶-۰۴-۲۲ at ۲.۰۵.۲۵    دانشگاه آمستردام خانه مک کوئيل به حساب مي آمد و بيانيه اين دانشگاه نيز در رثاي استاد ممتاز تازه درگذشته حاکي از احترام دانشگاهيان به او بود: «دنيس يک انسان فوق العاده، بابصيرت و فروتن بود. او دانشي جامع از حوزه کاري خود داشت و يک تحليلگر تيزبين بود. او در تدريس ديدي باز داشت و افراد را به تفکر خلاق و نظام مند ترغيب مي کرد. اقتدار و الهام بخشي علمي دنيس، زمينه را براي رشد و توفيق علم ارتباطات و دانشکده تحقيقات ارتباطات دانشگاه آمستردام فراهم کرده بود. ما يک محقق طراز اول، يک معلم الهام بخش و يک همکار عزيز را از دست داديم».
با درگذشت مک کوئيل، انجمن بين المللي تحقيق در ارتباطات و رسانه ها نيز بيانيه اي صادر و از اين اتفاق...">

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>